پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
148
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
برخى از مورّخان نوشتهاند كه حرّ گفت : چون من اوّلين كس بودم كه راه را بر تو سد كردم ، اجازه فرما نخستين شهيد راهت نيز باشم ، شايد از كسانى باشم كه در قيامت با جدّت مصافحه مىكنند . « 1 » مرحوم سيّد بن طاووس گويد : مقصود حرّ نخستين شهيد در آن ساعات بود و گرنه پيش از اين جماعتى به شهادت رسيده بودند . « 2 » چون حرّ در ميان لشكريان امام عليه السلام قرار گرفت و توبهاش مورد قبول واقع شد ، از امام حسين عليه السلام اجازه خواست تا با لشكريان كوفه سخنى بگويد : حضرت اجازه فرمودند ، و حرّ در مقابل لشكر ابن زياد قرار گرفت و خطابهاى در دفاع از امام حسين عليه السلام و مظلوميت او و اهل بيتش ايراد فرمود ، امّا هيچ گونه تأثيرى در آن مردمان نداشت ، و او را با تير هدف حمله قرار دادند . وى به خدمت امام بازآمد . « 3 » اجازه رزم گرفت و وارد ميدان شد و اين چنين رجز مىخواند : انّى انَا الْحُرُّ وَمَأْوىَ الضَّيْفِ * اضْرِبُ فى اعْناقِكُمْ بِالسَّيْفِ عَنْ خَيْرِ مَنْ حَلَّ بِلادِ الْخَيْفِ * اضْرِبُكُمْ وَلا ارى مِنْ حَيْفِ « 4 » من حرّ و پناهگاه مهمانمبراى دفاع از بهترين شخص كه وارد مكّه شد گردن شما را مىزنمو در اين كار هيچ گونه ستم و بىعدالتى نمىبينم خوارزمى گويد : حصين بن نمير ، به يزيد بن سفيان گفت : اين حرّ است كه آرزوى كشتن او را داشتى . گفت : آرى ، همين طور است ؛ و حرّ را به مبارزه فراخواند . ولى هنوز خود را آماده نكرده بود كه با شمشير حرّ كشته شد . سپس ايوب بن مشرح خيوانى تيرى به طرف اسب حرّ افكند و
--> ( 1 ) . ملهوف ، ص 160 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 13 ، انوارالهدى ؛ الفتوح لابن اعثم ، ج 5 ، ص 184 . ( 2 ) . ملهوف ، ص 160 . ( 3 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 64 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، مقرم ، ص 237 ، منشورات شريف رضى . ( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب ، ج 4 ، ص 109 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 13 ، انوارالهدى .